X
تبلیغات
رایتل
اوووووووووووووووووو ...اینو
  
 من علی نمیدونم چی بگم خودتون ببینین بهتره...
 
آرشیو
 
جمعه 5 بهمن‌ماه سال 1386
یک شب...

یک شب خوب تو آسمون

 یک ستاره چشمک زنون خندید و گفت :

کنارتم تا آخرش تا پای جون

ستاره ی قشنگی بود آروم و ناز و مهربون 

ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون 

اما زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون

 ماهه اومد ستاره رو دزدید و برد نا مهربون 

ستاره رفت با رفتنش منم شدم بی همزبون 

حالا شبا به یاد اون چشم می دوزم به آسمون ...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
اونایی که دیدن: 111027


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها